اضطراب

Ezterab

قبل از صحبت درباره ی استرس لازم است آستانه ی تحمل را خدمتتان توضیح دهم.
آستانه تحمل در ارتباط با استرس:
یکی از رفتارهای شناخته شده نزد انسانمقوله آستانه تحمل است .یک پدیده که می تواند سرنوشت انسان را تغییر دهد مثلا چیزهایی که انسان ابداع نمود تا از یک عملکرد تکراری بیرون بیاید و تحولی را در حیات خود بوجود آورد.آستانه ی تحمل یک زمان مشخصی است که در آن یک تجربه آنقدر تکرار می شود که ناگهان فرم و تاثیر آن عکس می شود.در چنین شرایطی می گوییم دیگر ادامه ی این تجربه غیر ممکن است.در آستانه ی تحمل یک رفتار متعلق به خود و یا متعلق به دیگری (یا محیط) آنقدر تکرار می شود که دیگر قابل تحمل نیست و ادامه ی آن تجربه غیر ممکن می گردد.مانند زمانی که می گوییم”اگر یکبار دیگر با من اینگونه برخورد کند خفه اش می کنم.”
درهمین رابطه باید گفت آستانه ی تحمل می تواند در ارتباط با یک عمل مثبت هم باشد مانند “مژده آنقدر قربون صدقه من می رود که حال من ازش بهم می خورد.”
در ارتباط با استرس باید گفت که با استفاده از همین آستانه تحمل می توان آن را حل نمود .
استرس به ۴ دسته ی مختلف تقسیم می شود که حرکت از استرس طبیعی به حالت های دیگر زمانی انجام می گیرد که ما به آستانه ی تحمل رسیده باشیم:
۱)استرس طبیعی:
این استرس مورد نیاز ماست تا بتوانیم نسبت به پدیده های محیط یا درون واکنش نشان دهیم.در واقع اگر اینچنین استرسی نداشته باشیم مرده هستیم یعنی در برابر همه ی چیزهایی که در مقابل ما یا در درون ما می گذرد کاملا بی تفاوت هستیم مانند فردی که می داند برای نهار هیچ چیزی ندارد و همچنان بی تفاوت نشسته و یا جانش در خطر است ولی عکس العملی نسبت به هیچ چیز ندارد.
۲)استرس مصنوعی:
در این وضعیت فرد خودش بی دلیل استرس را بالا می برد ،بدین معنا که وضعیت بیرون هیچ تغییر نکرده است و یا هیچ تاثیری روی سیستم بدن ما و یا امنیت ما نگذاشته اما خودمان حد استرس را بالا می بریم تا در مقابل خطر احتمالی آماده باشیم مانند فردی که شریکش در آمدن به جلسه شرکت کمی دیر کرده است و این شخص دچار استرس شدیدی شده است.این شخص احتمال هر واقعه ای را حدس می زند شدیدا بی تاب است و نمی داند چه اتفاقی خواهد افتاد.
۳)آستانه ی تحمل استرس مصنوعی و سقوط:
در این وضعیت فرد به طرف افسردگی سقوط می کند.در اینجا نگرانی و بیقراری به حداکثر می رسد و شخص دیگر تحمل آن را ندارد.بر اساس تکرار احساس می کند چیزی در مقابل خود ندارد و خود را خالی می کند تا جایی که افسرده می شود
۴)حد بازگشت یا آستانه ی تحمل برای برگشت به استرس طبیعی:
در این وضعیت یا سوژه از افسردگی خود خسته می شود و دیگر تحمل افسرده بودن را ندارد ، از این که باعث ناراحتی دیگران می شود و هیچ اتفاقی نمی افتد رنج می برد ،از اینکه مثل مریض ها برخورد می کند ، از خود یا زندگی یکنواخت حالش بهم می خورد و متفرل می شود .در اینجا باید با استفاده از تکنیک با زمان کمتر و کیفیت بهتر یا طی شدن سیر طبیعی زمان بر و رنج آور دوباره به استرس طبیعی بر می گردد.

با توجه به مواردی که خدمتتان عرض کردم بنده در زمینه رفع استرس مصنوعی و برگرداندن به سیر نرمال فیزیکی و روانی در خدمتتان هستم تا بتوانیم زندگی ثمر بخش تر و لذت بخش تری را تجربه کنیم.