تصمیم گیری

tasmim_giri

اگر شخصی بتواند نتیجه ی حاصل از تصمیم گیری را به حداکثر ،یا به میزان مطلوب برساند او را فردی معقول می نامند و نوع تصمیم او بخردانه است.یعنی او حالت یا مسیری را انتخاب می کند که ارزش مورد نظر به حداکثر می رسد.پس بدین منظور ضروری به نظر می رسد که ما باید متد تصمیم گیری درست را یاد بگیریم تا بتوانیم با تصمیماتمان حداکثر بهره برداری را از منابع موجود ببریم.با توجه به موارد بالا بنده در تصمیم گیری با متد بخردانه آماده ی مشاوره به شما می باشم.در شرایطی که نمی دانید چگونه تصمیم بگیرید می توانیم از این متد استفاده کنیم و به تصمیم بهینه برسیم.مثلا وقتی که نمی دانید بین دو پروژه ی کاری که هر دو از نظرتان مطلوب است ،کدام را انتخاب کنید.

سیستم عصبی انسان نسبت به موضوعات و اطلاعات دریافتی سه عمل را انجام می دهد:

۱-انتخاب

۲-ترجمه

۳-عکس العمل

در صورتی که باید اطلاعات را دریافت کنیم آن ها را ترجمه و بررسی کنیم و سپس واکنش نسان دهیم.

سیستم عصبی انسان به دو دسته تقسیم می شود:

الف)سیستم عصبی گیاهی یا جمادی یا سمپاتیک:که وظیفه ی آن فعالیت های ارگان های داخلی بدن مانند قلب،ریه،کبد و … می باشد که معمولا هیچ کنترلی روی آن نداریم.

ب)سیستم مرکزی عصبی:که شامل نخاع،مغز ،مخچه  و شبکه ی عصبی است که به آن سیستم پاراسمپاتیک هم می گویند.انسان دارای تقریبا ۵۰۰۰۰ کیلومتر رشته ی عصبی است که در اکثر موارد بر اساس یک واکنش لحظه ای برنامه ریزی شده اند.

سیستم گیاهی عصبی همان طور که قبا هم گفتیم به عملکرد خودکار عضوهای داخلی بدن می پردازد اما سیستم عصبی مرکزی در ارتباط مستقیم با رفتارهای ماست.همان طور که می دانید اطلاعات از طریق سیستم واکو و شبکه ی عصبی به مغز می رسد و در ضمیرناخودآگاه بررسی می شود و یک رفتار به وجود می اید.معمولا این رفتار یک رفتار عصبی است و می تواند تبدیل به یک رفتار منطقی و ادراکی گردد.برای بوجودآوردن یک رفتار منطقی و ادراکی باید یاد بگیریم نسبت به موضوعات مختلف بی طرف باشیم و بر اساس یکی از پیش فرض های مهم ان ال پی از قضاوت دوری کنیم تا بتوانیم بهترین درک و بررسی از موضوع را داشته باشیم..به این ترتیب در مرحله ی اول ما می توانیم یک مشاهده ی قوی از موضوع بدست اوریم و مشاهده ی خود را تحت کنترل در بیاوریم.در قسمت بعد به بررسی منطقی از موضوع می پردازیم و در مرحله ی آخر منطقی ترین راه حل یا برداشت را از موضوع بدست می اوریم.چنان چه بخواهیم یک واکنش ادراکی داشته باشیم می توانیم بطور آگاهانه پدیده ی جدید را با اطلاعات قبلی ترکیب نماییم.در بسیاری از مشاجره ها و نزاع هایی که بین ۲ شخص بوجود می آید بطور ناخواسته همزمان که انتخاب،ترجمه و عکس العمل انجام می گیرد یک آنکر نیز شکل می گیرد.و برای این که بتوانیم از یک واکنش عصبی به یک واکنش ادراکی برویم نیازمند آن هستیم که محرک مربوطه را نیز خنثی کنیم.به همین دلیل است که تغییر جایگاه از یک صندلی به صندلی دیگر بسیار مفید است و می تواند این عمل حنثی سازی آنکر را بوجود آورد.و به زبان دیگر وضعیت را از مشترک سازی یا خود احساس به دگر احساس و جداسازی تبدیل می کینم.در چنین شرایطی فقط با جابه جایی از یک صندلی به صندلی دیگر احساسات ما نیز کاملا تغییر می کند.معمولا در گفتگوها،نزاع ها و مشاجره ها در وضعیت عادی واکنش عصبی ماست که شکل می گیرد و رفتاری را بوجود می آورد و برای این که بتوانیم یک رفتار مناسب و منطقی بوجود آوریم یا یک واکنش ادراکی داشته باشیم باید بتوانیم از یک جایگاه سوم به موضوع بپردازیم.قرار گرفتن در جایگاه سوم از نظر موقعیت آنکر و محرک و هم تاثیر گذاری عصبی به ما این امکان را می دهد بتوانیم در یک وضعیت خنثی و بدون قضاوت کردن به بررسی موضوع بپردازیم.تکرار این موضوع یعنی قرارگرفتن در جایگاه سوم کمک می کند تا در وضعیت های آینده نیز به طور خودکار در جایگاه سوم قرار بگیریم و یک واکنش ادراکی نسبت به موضوع داشته باشیم.برای این موضوع بصورتزیر عمل می کنیم:

۱)سه جایگاه را با سه صندلی مختلف مشخص می کنیم،صندلی ۱ جایگاه خود ماست ،صندلی ۲ جایگاه کسی است که با او مشکل داشتیم و جایگاه ۳ جایگاه قاضی می باشد.فاصله ی قاضی تا دو شخصیت دیگر برابر خواهد بود.

۲)در جایگاه خود قرار می گیریم و صحبت های مخاطب خود را مجسم می کنیم و می شنویم و واکنشی را که خودمان نسبت به آن شخص داشته ایم را انجام می دهیم.

۳)در جایگاه مخاطب قرار می گیریم و صحبت های خودمان را که در جایگاه ۱ بیان کرده ایم را می شنویم و از جایگاه مخاطب به خودمان پاسخ می دهیم.

۴)مجددا به جایگاه ۱ برگشته و به مخاطب پاسخ می دهیم.

۵)به همین ترتیب چندین بار در جایگاه خود و جایگاه مخاطب قرار می گیریم و کلیه ی مشاجره را از اول تا آخر مرور می کنیم.

۶)در جایگاه ۳ یا قاضی قرار می گیریم و با یک دوربین شکاری فرضی کلیه ی گفتگو و مشاجره را تکرار می کنیم هر بار که خود ما صحبت می کنیم قاضی با دوربین به ما نگاه می کند و هرگاه که مخاطب صحبت می کند قاضی با دوربین مخاطب را نگاه می کند و سرانجام قاضی نظر خود را به ما می دهد.

چنانچه این روش را برای یک سوژه انجام می دهیم در آخرین مرحله از شماره ی ۱ تا ۵ می شماریم تا همه چیز به وضعیت عادی برگردد و به این ترتیب خنثی سازی را انجام می دهیم.