ایده ال گرایی یا همان idealism به معنی این است که فرد به دنبال دنیای ایده آلی می گردد که زاییده ی ذهنش است و در مورد همه ی امور موجود در دنیا اینگونه دیدگاهی دارد.مشخص است که این دیدگاه نتیجه ی خوبی را برای شخص به دنبال ندارد زیرا همان طور که می دانیم شخص در این وضعیت حالت غر غر کننده ای را به خود می گیرد و می بینیم که فقط درمورد مسائل نظر می دهد و قدم از قدم برنمی دارد.

 

ایده آل گرایی و کمال گرایی

کمال گرایی یا همان perfectionism به معنی این است که شخص در مورد یک موضوع یا کار خاص بدنبال بهترین نوع انجام شده آن می باشد مثلا یک تابلوی نقاشی بی نقص خلق می کند. این نوع دیدگاه اگر به ما راهی را برای انجام دادن بی نقص یک کار  یا نزدیک به آن پیشنهاد بکند، به پیشرفت روز افزونمان در زمینه ای که فعالیت می کنیم می انجامد. در نهایت ذکر این نکته ضروری به نظر می رسد که کمال واقعی به دست آمدنی نیست و در صورتی که به طور وسواس گونه ای به اینگونه عمل کردن بپردازیم بدون شک دچار اختلال می شویم.پس باید بدانیم که کمال گرایی بصورت نسبی کارا است و سعی کنیم در این مسیر حرکت کنیم.

4 پاسخ به فرق ایده آل گرایی با کمال گرایی و نتیجه گیری در مورد این که چگونه باید در این باره رفتار کرد
  1. سلام
    من یه مشکل بزرگ دارم.فکر به اشتباهات گذشته زندگیم و نابود کرده.قبلا ایده آل گرا بودم.همسری میخواستم که کمبود محبت هام و جبران کنه و عاشقم باشه و بیشتر از هر چیز من عاشقش باشم.22 سالم بود بعد از یه نامزدی یک ماهه پسر اومد خواستاریم که 26 سالش بود.خیلی مردونه برخورد میکرد و ذاتا نمیتونست ابراز احساسات خوبی داشته باشه.اما بی نظیر بود .هم اخلاقش.هم خانوادش.هم مردونگیش.هم اینکه هم کفو هم بودیم.منم همه اینا رو می دونستم اما نسبت بهش احساس نداشتم و میترسیدم تو زندگی هم بهش علاقمند نشم.اما هیچ عیبی نداشت که ردش کنم.میگم عالی بود چون یک سال تمام رفت و آمد داشتیم البته خیلی کم.تو این یه سال مسائل کوچیکی بوجود اومد که بهونه شد برا رد کردنش.مث اینکه سر مهریه بحث کردیم که قلبا اصلا برام مهم نبود یا بیماری ام اس خفیفی که داشت و تازه متوجه شده بود.بعد از یه سال باهاش تماس گرفتم و تمومش کردم.الان 29 سالمه.ماجراهای بد و عجیبی تو این سالها برام افتاد مثل اینکه یه بار عقد کردم و مجبور شدم جدا شم.و من هنوز مجردم.دختری بودم که بین هم سن و سالام و اقوام بیشتر از همه خواستگار داشتم.اما تشنه پسری پر از محبت و عاشق و بی عیب بودم.همه هم سن و سالام که بهم حسادت میکردن ازدواج کردن و خوشبخت شدن…. و من …. خودم و خیلی مقصر میدونم برای رد کردن اون پسر. از همه بهتر بود و با گریه ازم جدا شد و حالا یه بچه داره.حتی اطرافیان به زندگی زنش حسرت میخورن و همه میدونن چه اشتباه بزرگی کردم. بدتر از همه خودم.لگد به بخت خودم زدم.از خودم متنفرم.زندگی رو از خودم گرفتم.تحمل زندگی برام خیلی سخت شده و با هیچی آروم نمیشم…………..با اینکه الان از نظر تحصیلات و کار و خانواده و سطح مالی و ظاهری عیبی ندارم به لطف خدا… ولی فوق العاده ناامیدم و دیگه اعتماد به نفسی ندارم…حالم بده.مثل همیشه.میتونید کمک کنید؟!

  2. دیدگاه *
    سلام
    من فکر میکنم که ی ایده آل گرا باشم اما ن دقیقا به این صورتی که تعریف شده..دلم ی دنیای پر از خوبی و موفقیت رو میخواد تو همه زمینه ها و حداقل فکر میکنم باید واسش تلاش کرد اما قبول دارم و باور دارم که قرار نیس همش موفقیت باشه و زندگی دارای بالا و پایین عه،و از موفقیت های خودم خوشحال میشم اینطور نیس که باز نقد کنم و از شکستام هم ناراحت میشم اما ن این که دائم خودم رو سرزنش کنم..نمیدونم واقعا این ایده آل گرایی هس یا ن؟


[بالا]

یک دیدگاه ارسال کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *